بازگشت به صفحه اصلی
خاک، شاهد بود مشتی استخوان را از تنت (نجمه زارع)


خاک، شاهد بود مشتی استخوان را از تنت
باد، پس زد پرده راز نهان را از تنت

آب، اقیانوس رگ‌های تو را خون گریه کرد
آتش، آتش زد دل آتش‌فشان را از تنت

خاک و باد و آب و آتش، در تو چیزی دیده‌اند
که سراغ امروز می‌گیرند آن را از تنت

عرش لرزید و تو را صدها ملک زانو زدند
آن زمانی که جدا کردن جان را از تنت

از زمین مرده بیرون می‌کشند اینک تو را
تا کبوترها ببینند آسمان را از تنت

رفتی و در آسمان‌ها گم شدی بی‌فایده ست
هر چه می‌پرسد زمین نام و نشان را از تنت


نجمه زارع


ارسال شده در: شنبه 25 شهريور 1391 | توسط : سید مجتبی محمدی
مطالب پربازدید
بده به دست من این بار بیستونها را (نجمه زارع) - [بازدید:470]
به یک پلک تو می بخشم تمام روزها و شبها را (نجمه زارع) - [بازدید:471]
خود را اگرچه سخت نگه داری از گناه(نجمه زارع) - [بازدید:472]
خورشید پشت پنجره ی پلکهای من (نجمه زارع) - [بازدید:472]
باران، غروب، ماه، اتوبوسي كه ممكن است (نجمه زارع) - [بازدید:472]
به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها را (نجمه زارع) - [بازدید:474]
تصویر ماه را کسی از چاه می‌کشد (نجمه زارع) - [بازدید:479]
همین دقیقه، همین ساعت ... آفتاب، درست (نجمه زارع) - [بازدید:480]
دنيا به دور شهر تو ديوارْ بسته است (نجمه زارع) - [بازدید:482]
بعید نیست سرم را غزل به باد دهد (نجمه زارع) - [بازدید:482]
ساعت دو شب است که با چشم بی رمق (نجمه زارع) - [بازدید:484]
شبیه قطره بارانی که آهن را نمی فهمد (نجمه زارع) - [بازدید:484]
هر چه این احساس را در انزوا پنهان کند(نجمه زارع) - [بازدید:484]
وقتی دلم به سمت تو مایل نمی شود (نجمه زارع) - [بازدید:485]
یک درخت پیرم و سهم تبرها می شوم (نجمه زارع) - [بازدید:485]
مطالب تصادفی
ضعیف و لاغر و زرد و صدای خواب آور (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
ساعت دو شب است که با چشم بی رمق (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
قلم کنار تو افتاده لیقه خشک شده (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
تصویر ماه را کسی از چاه می‌کشد (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
چگونه می رود به سمت بیکرانه ها (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
کفش چرمی - چتر - فروردین - خیابان شلوغ (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
خورشید پشت پنجره ی پلک های من (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
غم که می آید در و دیوار، شاعر می شود (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
بده به دست من این بار بیستونها را (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
از خاطرات گمشده می آیم تابوتی از نگاه تو بر دوشم (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
همین دقیقه، همین ساعت ... آفتاب، درست (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
من نيستم مانند تو، مثل خودم هم نيستم(نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
زخمم بزن، که زخم مرا مرد میکند( نجمه زارع) - سه شنبه 4 مهر 1391
بعد از تو سرد و خسته و ساکت تمام روز (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
خاک، شاهد بود مشتی استخوان را از تنت (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
آخرین مطالب
شب است و باز چراغ اتاق می سوزد (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
از خاطرات گمشده می آیم تابوتی از نگاه تو بر دوشم (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
ساعت دو شب است که با چشم بی رمق (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
بعید نیست سرم را غزل به باد دهد (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
فضای خانه که از خنده های ما گرم است (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
بی تو اندیشیده ام کمتر به خیلی چیزها (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
وقتی دلم به سمت تو مایل نمی شود (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
وطن پرست جنوبی! میان فاصله ها گم (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
خود را اگرچه سخت نگه داری از گناه(نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
یک درخت پیرم و سهم تبرها می شوم (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
غم که می آید در و دیوار، شاعر می شود (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
من خسته ام، تو خسته ای آیا شبیه من؟ (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
به یک پلک تو می بخشم تمام روزها و شبها را (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
کدخدا می گوید از اینجا نرو - یک ناشناس؟ (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391
... و ای بهانه ی شیرینتر از شکر قندم (نجمه زارع) - شنبه 25 شهريور 1391