تبلیغات اینترنتیclose
باران، غروب، ماه، اتوبوسي كه ممكن است (نجمه زارع)
پیچک ( نجمه زارع )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ شنبه 25 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |


باران، غروب، ماه، اتوبوسي كه ممكن است
بايد مرا دوباره ببوسي كه ممكن است...
 
اين لحظه .لحظه. لحظه. اگر آخرين.اگر
ـ بس كن! نزن دوباره نفوسي كه ممكن است
 
من قول مي‌دهم كه بيايم به خواب تو
زيبا، در آن لباس عروسي كه ممكن است 
 
دل نازكي و دل نگراني چه مي‌شود
من نيستم، تو شهر عبوسي كه ممكن است
 
ماشين گذشته از تو و هي دور مي‌شود
با سرعتي حدود صد و سي كه ممكن است
 
حالا تو در اتاق خودت گريه مي‌كني
من پشت شيشه‌ي اتوبوسي كه ممكن است...

 

نجمه زارع

برچسب ها : باران، غروب، ماه، اتوبوسي كه ممكن است (نجمه زارع),

موضوع : اشعار نجمه زارع-4, | بازديد : 631