تبلیغات اینترنتیclose
می رسم، اما سلام انگار یادم می رود (نجمه زارع)
پیچک ( نجمه زارع )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ شنبه 25 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

می رسم، اما سلام انگار یادم می رود
شاعری آشفته ام هنجار یادم می رود

 با دلم اینگونه عادت کن بیا بر دل مگیر
بعد از این هر چیز یا هر کار یادم می رود

من پر از دردم پر از دردم پر از دردم ولی
تا نگاهت می کنم انگار یادم می رود

راستی چندیست می خواهم بگویم بی شمارـ
دوستت دارم، ولی هر بار یادم می رود

 مست و سرشاری ز عطر صبح تا می بینمت
وحشب شب های تلخ و تار یادم می رود

شب تو را در خواب می بینم همین را یادم است
قصه را تا می شوم بیدار یادم می رود

من پر از شور غزل های تو ام اما چرا
تا به دستم می دهی خودکار یادم می رود؟

 

نجمه زارع

برچسب ها : می رسم، اما سلام انگار یادم می رود (نجمه زارع),

موضوع : اشعار نجمه زارع-5, | بازديد : 922