تبلیغات اینترنتیclose
خورشید پشت پنجره ی پلک های من (نجمه زارع)
پیچک ( نجمه زارع )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ شنبه 25 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

خورشید پشت پنجره ی پلک های من
من خسته ام ! طلوع کن امشب برای من

می ریزم آن چه هست برایم به پای تو
حالا بریز هستی خود را به پای من

وقتی تو دل خوشی ، همه ی شهر دل خوشند
خوش باش هم به جای خودت هم به جای من

تو انعکاس من شده ای ... کوه ها هنوز
تکرار می کنند تو را در صدای من

آهسته تر ! که عشق تو جرم است ، هیچ کس
در شهر نیست با خبر از ماجرای من

شاید که ای غریبه تو همزاد من باشی
من ... تو ... چقدر مثل تو هستم ! خدای من !!

  

نجمه زارع

برچسب ها : خورشید پشت پنجره ی پلک های من (نجمه زارع),

موضوع : اشعار نجمه زارع-5, | بازديد : 865